بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

اتاق سبز...

1393/2/20 2:55
نویسنده : مامان نسرین
469 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا...

الان که این مطلب و مینویسم... چند شبی هست  که یه خواب درست و درمون  نداشتم... همش تو مسیر  دو قدمی بین اتاق خودمون و  گل پسرم...

نمیدونم  به قول یه عده دیره... خیلی دیره.... ولی برام سخت بود تصمیم گیری....

اینکه تموم شب و تنهایی توی اتاقت بخوابی...

از  دو سه هفته قبل داشتم آمادت میکردم... کلی داستان سر هم کردم... کلی جایزه که یکی میاره میذاره زیر بالشت...کلی آفرین . باریکلا و دست و هوراااا

این بین تو هم حرفایی میزدی که تو دلم طوفان به پا میشد:

مامان جو نم... فقط نریااااا... تا من نخوابیدمغمگین

مامانی من بیدار شدم  تو رو ببینمااااا..... زود زود بهت بگم: سلام صبح بخیرررر

بابا جون باور کن اتاقم خیلی زشته!!!!  پیش شما خوبه!خندونک

یا اینکه یه شب خیلی بی مقدمه بهم گفتی: بریم خونه مامانی و حاجی بابا بخوابیم.... پرسیدم چرا؟   گفتی آخه میخوام  اونجا پیشت بخوابم غمگین

آخخخخ بردیا....

تو که میدونی تو دلم چه آشوبیه... آرومم کن  مثل همیشه...

من تو اتاق کناری خوابیدم  ولی قلبم و روحم و فکرم پیش تو میمونه...

تو خوابی... بابایی خوابه... ولی من شبا میام صورتم و میچسبونم به صورتت.... یه کم هوای بهشتی میخوره تو صورتم  و میرم که مثلا بخوابم!!!

خوابهای آروم...

خوابهای شیرین...

شبهای خوش...

آرزوی من برای تو.... 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (8)

خاطره مامی بردیا
20 اردیبهشت 93 19:35
عزیزم خصوصی داری
دزیره
22 اردیبهشت 93 13:44
سلام نسرین جون . وای دلم غمناک شد چقدر پسرمون برات زبون ریخته. عزیزم فقط باید بهش اطمینان خاطر بدی. که هستی همیشه پیشش/
مامان نسرین
پاسخ
ممنونم دزیره جون... حتما همین کارو میکنم
هدی مامان مبین
22 اردیبهشت 93 15:04
تبریک نسرین عزیزم..مرحله ی مهمی رو پشت سر گذاشتید..ایشالا موفق باشید...ببوس بردیا رو..من هم ایشالا شروع میکنم...فعلا تو اماده کردنم
مريم مامي آرمان
22 اردیبهشت 93 16:40
دلم چه قد سوخت واسه تو بيشتر نسرين. واقعا جدا شدن مرحله ي سختيه.انگار يه تيكه از قلبتو يه جاي ديگه ميزاري. تبريك ميگم.انشالله به خوبي پيش بره.
مهسان مامان رادین
26 اردیبهشت 93 23:56
نسرین جون دل من هم برای خودت و بردیای گلم سوخت من که هنوز اتاق رادین رو جدا نکردم راستش من بیشتر ازون برام مهمه که نزدیک من باشه موقع خواب. ببوسش از طرفم
مامان نسرین
پاسخ
مهسان جون سخته... ولی خوب چاره ای نیست... رادین گل از پسش برمیاد
مامان مهرسا
27 اردیبهشت 93 19:54
وای خدای من بردیا جون چه بزرگ شده من خیلی وقت بود که به وبتون سرنزده بودم الان که عکسای بردیا جونو دیدم سوپرایز شدم خوشحال میشم شما هم دوباره به ما سربزید
مامان نسرین
پاسخ
مرسی عزیزم... حتماا
مامان ارمیتا
5 خرداد 93 8:31
سلام عزيزم تولدت مبارک خاله جون ايشالا صدوبيست سال کنار مامان بابا شاد زندگى کنى
مامان نسرین
پاسخ
ممنون از تبریکتون
بردیا
1 آبان 00 10:53
به خودم افتخار میکنم که این متن هارا میخونم و میبینم چه مامانی داشتم موقعی که کوچک بودم.. مرسی مامان گلم .خیلی دوستت دارم